بحرانهای اخیر بار دیگر توجهها را به وضعیت میراث معماری معاصر تهران جلب کرده است. با این حال درک دقیق وضعیت موجود تنها با تمرکز بر پیامدهای مستقیم جنگ ممکن نیست. میراث معماری معاصر تهران پیش از وقوع بحرانهای اخیر نیز به دلیل فقدان یک نظام حمایتی منسجم با آسیبهای ساختاری جدی روبهرو بود. رخدادهای اخیر در واقع نه آغاز این بحران، بلکه عاملی شتابدهنده بودهاند که شکافهای پیشین در مدیریت شهری و نظام حفاظت میراث را آشکارتر کرده و ضرورت اقدام فوری را بیش از پیش نمایان ساختهاند.
برخلاف بسیاری از بناهای تاریخی که ارزش آنها عمدتاً در قدمت و ویژگیهای کالبدیشان تعریف میشود، میراث معماری مدرن بخش مهمی از ارزش خود را از پیوند با زندگی شهری، نقش آن در شکلگیری حافظه جمعی و ارتباط ارگانیک با بافت شهر میگیرد. از همین رو هرگونه مداخله شتابزده در بناهای آسیبدیده میتواند به از دست رفتن بخشی از این میراث منجر شود.
در روزها و هفتههای اخیر روند آواربرداری سریع و گاه بدون مستندسازی دقیق در برخی بناهای آسیبدیده نگرانیهایی جدی ایجاد کرده است. در چنین شرایطی، آخرین فرصتهای ثبت وضعیت موجود پیش از هرگونه مداخله از میان میرود و بناها بدون آنکه شناسنامهای دقیق از وضعیت تاریخی و فنی آنها تهیه شده باشد، دستخوش تغییر یا تخریب میشوند. نمونهای از این وضعیت در ساختمان کلانتری بهارستان، اثر وارطان هوانسیان، قابل مشاهده است؛ جایی که در جریان آواربرداری، ساختمان جانبی دیگری از همین معمار که از سلامت نسبی برخوردار بود نیز همراه با بخشهای آسیبدیده تخریب شد.
گروه مطالعاتی «تهران پلاک به پلاک» که طی بیش از ۱۵ سال گذشته به پایش میدانی و مستندسازی معماری شهر تهران پرداخته است، در بررسیهای اولیه خود فهرستی شامل ۱۷۸ بنای آسیبدیده در جریان جنگ رمضان تهیه کرده است. این فهرست بهعنوان یک داده اولیه نیازمند راستیآزمایی میدانی و بررسیهای تخصصی بیشتر است، اما میتواند تصویری کلی از گستره آسیبها و ضرورت برنامهریزی منسجم برای مدیریت آنها ارائه دهد.

جدول ۱ – فهرست اولیه ابنیه آسیبدیده در جریان جنگ رمضان
در چنین شرایطی، حرکت از واکنشهای مقطعی و هیجانی به سمت سیاستگذاریهای ساختاری برای حفاظت از میراث معماری معاصر اهمیت ویژهای پیدا میکند. در همین راستا میتوان ۶ محور اساسی را بهعنوان پیششرطهای صیانت از این بخش از هویت شهری تهران مطرح کرد.
۱. تشکیل کارگروه تخصصی برای تدقیق و شناسنامهدار کردن بناهای آسیبدیده. این کارگروه میتواند با بررسی میدانی هر پلاک و تهیه شناسنامه فنی و معماری، زمینه تصمیمگیری دقیقتر درباره مرمت، استحکامبخشی یا در موارد ضروری تخریب بناها را فراهم کند.
۲. سیاستگذاری پیرایشی و ایجاد هماهنگی نهادی میان مدیریت شهری و وزارت میراث فرهنگی. تجربههای گذشته نشان داده است که نبود وحدت رویه میان نهادهای مسئول میتواند به از دست رفتن بناهای ارزشمند منجر شود؛ نمونههایی مانند تخریب هتل رزیدانس اثر حیدر غیایی از جمله تجربههایی است که ضرورت چنین هماهنگیای را یادآوری میکند.
۳. ایجاد یک بانک اطلاعاتی پویا برای ثبت و مستندسازی یکپارچه ابنیه شهر تهران. چنین سامانهای میتواند با گردآوری اطلاعات پراکنده موجود در مناطق مختلف شهری، تصویری دقیقتر از وضعیت بناها ارائه دهد و امکان مطالعه روند تحولات معماری شهر را برای آینده فراهم کند.
۴. تعیین تکلیف املاک عمومی ارزشمندی که سالها رها شدهاند و در معرض فرسایش یا تخریب قرار دارند؛ بناهایی مانند سینما متروپل، ویلا سیاسی، ساختمان رادیو سیتی، خانه مصطفی عدل و خانه میردامادی که میتوانند با برنامهریزی مناسب دوباره به چرخه حیات شهری بازگردند.
۵. ساماندهی روند تغییر نام معابر شهری. تغییر مکرر نام خیابانها و کوچهها نه تنها موجب سردرگمی شهروندان میشود، بلکه در بلندمدت به تضعیف حافظه جمعی شهر و اختلال در مستندسازی و پژوهشهای شهری میانجامد.
۶. استانداردسازی فرایند نوسازی شهری. در مواردی که بناها فاقد ارزش تاریخی یا معماری هستند و نوسازی اجتنابناپذیر است، لازم است اصولی مانند تابآوری سازهای، بهرهوری انرژی و ایمنی در ساختوسازهای جدید رعایت شود تا روند بازسازی شهری با نیازهای آینده تهران همسو باشد.
میراث معماری معاصر تهران صرفاً مجموعهای از ساختمانها نیست، بلکه بخشی از حافظه و هویت زیستی شهر به شمار میرود. حفاظت از این میراث نه یک اقدام تزئینی، بلکه ضرورتی برای حفظ پیوند شهر با تاریخ معاصر خود و تقویت تابآوری فرهنگی آن در برابر بحرانهاست. در چنین شرایطی، هر تصمیمی که درباره این بناها گرفته میشود میتواند تأثیری بلندمدت بر چهره و حافظه شهر تهران بر جای بگذارد.
این موضوعات در 18 خرداد سال 1405 به جهت مطالبه حق شهر به صورت نامه به شورای شهر تهران ارسال شده است.
💬 نظرات کاربران
📝 افزودن نظر جدید